کار وبار آدم عاشق ندارد اعتبار
شعر بسیار زیبای عاشقانه و رمانتیک
 

رنگ اشکم بی تو داردارغوانی می شود
سرفه هایم تازگیهاآن چنانی می شود

انتظارت کار دارد دست چشمم می دهد
رفته رفته عینکم ته استکانی می شود

هرچه غم بود از دلم با اشک بیرون شد ولی
خاطراتت پشت پلکم بایگانی می شود 

کوه طاقت هم که باشی عشق آبت می کند
شانه های مرد عاشق استخوانی می شود

گاه مثل بیژن و یوسف به چاهت می کشد
گاه جسمت مثل عیسی آسمانی می شود

شب به شب جنگ ست بین عقل من با عشق تو
نقش من هم این وسط پا در میانی می شود

چشم و ابروی خشن از بس که می آید به تو
گاهی آدم عاشق نامهربانی می شود

صفحه ای از دفترم را باد با خود برد و رفت
داستان عشق ما فردا جهانی می شود

بی تو اطرافم پر از ارواح سرگردان شده
بر نگردی شاعرت قطعن روانی می شود

کار و بار آدم عاشق ندارد اعتبار
مردنش هم مثل اشکش ناگهانی میشود



[ شنبه 9 خرداد 1394 ] [ 02:24 ق.ظ ] [ NARGES... ] [ نظرات () ]
LastPosts

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات